برچسب: نهج البلاغه

حکمت‌نامه ۲۳ – دیانت به عمل است

هویت انسان، مستقل از اهداف نظام سنتی و مدرن است و به هیچ وجه به آنها وابستگی ندارد. انسانیت انسان وابسته به عمل انسان است چنانکه دیانت واقعی انسان هم وابسته به هویت و انسانیت اوست.

حکمت نامه ۲۲ – علی هم که باشی نباید خود را بر مردم تحمیل کنی

با وجودی که مردم موظف هستند شایسته‌ترین‌ها را برای حاکمیت سیاسی خویش انتخاب کنند که اگر فرد شایسته‌ای را انتخاب کنند افقی روشن و اگر فرد ناشایستی را انتخاب کنند افقی تیره و تاریک در پیش رو خواهند داشت.

حکمت نامه ۲۱ – آن روی سکه ترس و حیا

باید قدر لحظه لحظه زندگی را دانست، مدیریت آن را خود به دست گرفت و از فرصت‌های نيک زندگی به خوبی استفاده کرد و از ورود به میدان عمل نهراسید و نگذاشت که ترس باعث نا‌امیدی و حیا مانع استفاده از موقعیت‌ها و محرومیت از تعالی ما شود.

حکمت نامه ۲۰ – پاسداشت از سرمایه‌های انسانی

انصاف و عدالت حکم می‌کند بزرگان را حرمت نهیم و از لغزش‌های کوچک آنان عبرت گیریم و در برابر کارهای بزرگشان، از آنان درگذریم و با پاسداشت از سرمایه‌های انسانی، پاسدار انسانیت باشیم.

حکمت نامه ۱۹ – رنج از کجا؟

آرزوها دو دسته‌اند: ۱) آرزوهایی که با مرگ به پایان می‌رسند مانند آرزوهای مربوط به آسایش تن و ۲) آرزوهایی که با مرگ به پایان نمی‌رسند مثل آرزوهای مربوط به آرامش روح، همچون با تقوا، با معرفت و نیکوکار «بودن».

حکمت نامه ۱۸ – عیب جویی و رعایت اخلاق قضاوت

کسی که در تفسیر، تحلیل و قضاوت در امور سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مربوط به مخالف خود، تنها بخشی را می‌بیند و اطلاعات ناقص بیان می‌کند که در نظر شنونده حق به جانب شمرده شود و علیه مخالف تمام شود و به جنبه‌های مثبت موضوع توجه ندهد و یادآور آن نشود، نامی جز فریبکار ندارد.

حکمت‌نامه ۱۶ – سیطره قانون بر اراده انسان

مردم معمولاً در عمل این قاعده را در عالم خارج از وجود خود می‌پذیرند و به آن باور دارند ولی دوست ندارند بپذیرند که در زندگی شخصی و اجتماعی‌شان، سیر عالَم مطابق میل آنها حرکت نکند.

حکمت‌نامه ۱۵ – یکدیگر را قضاوت نکنیم

قضاوت یا صحیح و منطقی است یا غلط و غیرمنطقی. اینکه افراد چرا مثل ما فکر نمی‌کنند یا عملی را انجام نمی‌دهند، مستحق سرزنش، طرد، ضرب و شتم، شکنجه یا قتل هستند قضاوتی غیرمنطقی است چون حقیقت انحصاری هیچ شخص یا گروهی نیست.

حکمت‌نامه ۱۴ – سرمایه‌های انسانی خود را پاس داریم

هنگامی که ما، به افراد با استعداد و با معلوماتِ اطراف خود به دلیل بهانه‌های واهی و اختلاف نظر جزئی، رقابت و یا سهل‌انگاری اهمیتی نمی‌دهیم، بیگانگان آنان را می‌پذیرند.