جشن میلاد امام حسین(ع)


بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض تبریک و تهنیت به مناسبت ولادت گل محمد و فرزند پیامبر رحمت(ص) ابی عبد الله الحسین بن علی(ع). امام حسین(ع) یکی از کسانی که آیات مباهله، تطهیر، هل­اتی و مودت ذی القربی در مورد او نازل شده است. پیامبر اکرم(ص) او را از مصادیق اهل کساء، کشتی نجات امت و یکی از جوانان بهشت معرفی کرده است.

به مناسب ولادت حضرت سید الشهدا(ع) به چهار نکته اشاره می­کنیم و آنگاه با گرفتن درسی از ابی عبد الله از این مراسم بهره می­بریم.

اول اینکه خوب است بدانیم فلسفه جشن میلاد و اینگونه مراسم چیست؟ ظاهراً اینگونه مراسم به این شکل در اسلام سابقه نداشته است و امری نو ظهور است که با دو فلسفه اجتماع اخوان جهت احیاء امر امامت و شادی با شادی اهل بیت و غم با غم اهل بیت به وجود آمده است.

امام باقر (ع) و امام صادق(ع) روایت شده که فرموده­اند: سلام مرا به شیعیان برسان و بگو یکدیگر را در خانه های خود ملاقات  و در اجتماعات خود امر ما را احیاء کنند. رحمت کند مشمول حال آن کسی است که امر ما را احیاء کند. بهترین مردم بعد از ما کسانی هستند که امر ما را یاد کنند.[۱]

فلسفۀ گرفتن مراسم، یاد­گیری روش زندگی و الگو­ گیری از پیشوایان دینی و هماهنگی روحی با آنها است. از امام رضا(ع) نقل شده که خطاب به یکی از شیعیان به نام «ریان بن شبیب» فرموده اند که ای شبیب اگر خواهی با ما در درجات بهشت باشی، باید با غم ما غمگین و با شادی ما شاد باشی.[۲]

بنابراین اگر مراسم، تولد، جشن و عید است باید باعث افزایش معرفت به امام و شادی معنوی باشد و باعث تحول در رفتار فرد شود. اگر مراسم وفات است، باید حزن و اندوهِ سازنده در دل­ها ایجاد کند و راه و روش درست مردن را به فرد بیاموزد.

دوم اینکه بدانیم باید برای جشن، بیش از عزا اهمیت قائل شد. به استثنای امام حسین(ع) که عزاداری آن به عنوان یک تکلیف مذهبی مطرح شده است؛ در فرهنگ دینی ما جشن در اعیاد از اهمیت ویژه برخوردار است. رحمت خدا در اعیادی مثل فطر، قربان و غدیر به بندگان سرازیر می شود.

سوم اینکه اگر قرار است با شادی اهل بیت شاد بود و با غم آنان غمگین، باید در این راه توازن برقرار باشد. نه اینکه برای عزای امیر المومنین(ع) سه روز عزاداری شود ولی برای تولد ایشان تنها یک روز، برای وفات حضرت فاطمه، دهه اول و دوم و سوم فاطمیه مراسم گرفته شود ولی برای تولد ایشان اهمیتی قایل نباشیم. یا برای شهادت امام حسین دو ماه و گاه همه سال تحت عنوان روضه مراسم برگزار شود، ولی برای تولد ایشان تنها به یک شب بسنده شود.

چهارم اینکه بین وفات و تولد و جشن تفاوت واقعی قایل شویم. نه اینکه در عزا کار جشن را انجام دهیم و در جشن کار عزا را انجام دهیم. مثلا در جشن هم نوحه خوانی کنیم و یا لحن خواننده لحن نوحه داشته باشد یا در عزاداری امام حسین در روزهای عاشورا و تاسوعا شربت و سفره های بسیار رنگین انداخته شود ولی در عید و تولد، شور و حالی نباشد و از سفره انداختن و مهمانی کردن و خرج نمودن خودداری شود.

پنجم اینکه شأن و مقام و موقعیت عزیزانی که برای آنها مراسم گرفته می شود، حفظ شود. اینگونه نباشد که برای بعثت یا تولد رسول خدا کمترین چیزی که با شأن ایشان هماهنگی داشته باشد دیده نشود و جشنی نباشد ولی برای ابوالفضل العباس مراسم و جشنهای آن چنانی برگزار گردد. آیا حضرت ابوالفضل به این راضی است که پیامبر خدا(ص) در حد او هم دیده نشود؟! باید بدانیم اولین شخصیت اسلام رسول خدا(ص)، آنگاه امیر المومنین(ع)، فاطمه زهرا(س) و بقیه ائمه(ع) و آنگاه نوبت به افرادی چون ابی الفضل و زینب می رسد.

در انتها برای اینکه در این شب مبارک از برکت کلام امام حسین(ع) بی بهره نمانیم روایتی از ایشان را خدمت شما شنوندگان عزیز تقدیم می کنم. ابی عبد الله الحسین(ع) دوست را به چهار نوع تقسیم کرده­اند که دو نوع آن را مفید و دو نوع آن را مضر دانسته‌اند:

و قال(ع): الإخوان أربعه، فأخ لک و له، و أخ لک، و أخ علیک، و أخ لا لک و لا له. فسئل عن معنى ذلک فقال( ع): الأخ الذی هو لک و له، فهو الأخ الذی یطلب بإخائه بقاء الإخاء و لا یطلب بإخائه موت الإخاء، فهذا لک و له، لأنه إذا تم الإخاء طابت حیاتهما جمیعاً و إذا دخل الإخاء فی حال التناقض بطل جمیعا. و الأخ الذی هو لک، فهو الأخ الذی قد خرج بنفسه عن حال الطمع إلى حال الرغبه، فلم یطمع فی الدنیا إذا رغب فی الإخاء، فهذا موفر علیک بکلیته. و الأخ الذی هو علیک، فهو الأخ الذی یتربص بک الدوائر و یغشی السرائر و یکذب علیک بین العشائر و ینظر فی وجهک نظر الحاسد فعلیه لعنه الواحد. و الأخ الذی لا لک و لا له، فهو الذی قد ملأه الله حمقا، فأبعده سحقا، فتراه یؤثر نفسه علیک و یطلب شحا ما لدیک.  

یعنی برادران و دوستان بر چهار دسته تقسیم می شوند: ۱- آنکه دوستیش به نفع توست و به نفع خودش. ۲- آنکه دوستیش تنها به نفع توست. ۳- آنکه دوستیش تنها به ضرر توست. ۴- آنکه دوستیش نه به نفع تو و نه به نفع خود اوست.

شخص اول کسی است که انگیزه دوستیش پیوند با توست و به استحکام دوستی می‌اندیشد و تو را برای خودت دوست دارد نه به طمع مال و منال تو.

شخص دومی کسی است که فقط به خاطر علاقه زیادی که به تو دارد با تو دوستی کرده است.

شخص سومی کسی است به تو طمع دارد. از گرفتاری تو خوشحال می شود. اسرارت را فاش می کند و به تو دروغ می بندد و حسادت می ورزد.

شخص چهارم دوست احمقی است که سرا پا حماقت است و خود را بر تو مقدم می­دارد.

سخنرانی به مناسبت شب میلاد امام حسین

دوشنبه ۱۴/۵/۸۷  مسجد امام جعفر صادق(ع)


[۱] أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنْ یَتَلَاقَوْا فِی بُیُوتِهِمْ فَإِنَّ لُقِیَّا بَعْضِهِمْ بَعْضاً حَیَاهٌ لِأَمْرِنَا رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْیَا أَمْرَنَا. بَابُ زِیَارَهِ الْإِخْوَانِ، الکافی، ج۲، ح۲، ص۱۷۶ . ابِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لِدَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ یَا دَاوُدُ أَبْلِغْ مَوَالِیَّ مِنِّی السَّلَامَ وَ أَنِّی أَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَمَعَ مَعَ آخَرَ فَتَذَاکَرَ [فَتَذَاکَرَا] أَمْرَنَا فَإِنَّ ثَالِثَهُمَا مَلَکٌ یَسْتَغْفِرُ لَهُمَا وَ مَا اجْتَمَعْتُمْ فَاشْتَغِلُوا بِالذِّکْرِ فَإِنَّ فِی اجْتِمَاعِکُمْ وَ مُذَاکَرَتِکُمْ إِحْیَاءً لِأَمْرِنَا وَ خَیْرُ النَّاسِ مِنْ بَعْدِنَا مَنْ ذَاکَرَ بِأَمْرِنَا وَ عَادَ إِلَى ذِکْرِنَا بشاره المصطفى، ح۳۱

[۲]  یَا ابْنَ شَبِیبٍ إِنْ سَرَّکَ أَنْ تَکُونَ مَعَنَا فِی الدَّرَجَاتِ الْعُلَى مِنَ الْجِنَانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنَا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنَا. امالی شیخ صدوق، حدیث ۵، مجلس۲۷ قَالَ الرِّضَا ع مَنْ تَذَکَّرَ مُصَابَنَا فَبَکَى وَ أَبْکَى لَمْ تَبْکِ عَیْنُهُ یَوْمَ تَبْکِی الْعُیُونُ وَ مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً یُحْیِا فِیهِ أَمْرُنَا لَمْ یَمُتْ قَلْبُهُ یَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ الْحَدِیثَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ وسائل‏الشیعه ج : ۱۴ ص : ۵۰۲

محمد نصر اصفهانی

نويسنده اين مباحث، از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه بوده و در حوزه قرآن، نهج البلاغه، كلام جديد، اخلاق، تاريخ اسلام و سياست آثاري دارند.

مطالب مرتبط