دسته: منتخب

خدمات متقابل دین و بشر

با وجود تب جداسازی دین از زندگی، در تاریخ معاصر، باید به این حقیقت توجه داشت که اولاً اگر بخواهیم بین دستاوردهای بشر و دین تفکیک قائل شویم، مادی‌ترین آن به بشر و معنوی‌ترین آن به دین مربوط است و آنچه بینابین آن قرار دارد محصول مشترک بشر و دین است. پس آنچه تمدن و دستاورد بشری تلقی می‌شود دستاورد خالص بشر نیست بلکه محصول مشترک دین و غیردین است. امروزه با همین محصول مشترک تاریخی می‌توان زندگی داشت و نام آن را غیردینی نهاد ولی نمی‌توان دیندار ماند. ثانیاً دین برای خوب زیستن و خوب مردن انسان است. دین قصد دخالت در امور بشری را ندارد و درصدد جانشینی امور بشری هم نیست. با توجه به ادله و شواهدی که گذشت، هر قاعده اجتماعی انسانی، که عقلانی، علمی و یا عرفی‌غیرجاهلانه بود، دین مروج و مبلغ آن بوده و خواهد بود. ترویج این امور، چه از جانب عقلای بشر و چه از جانب شرع، از نظر اهمیت تفاوتی با یکدیگر ندارند چون یک منشأ دارند و در حقیقت این امور همان چیزی هستند که بشر به عنوان مشیت پروردگار خود، در عالم دنیا کشف کرده و از آن تبعیت می‌کند. با این تفاوت که شخص معتقد به دین باید انگیزه بیشتری نسبت به دیگران در عمل به این قواعد داشته باشد چون به آثار قربی و اخروی آن هم باور دارد. محروم کردن جامعه اسلامی از عقل، علم و عرف زمانه مخالف رویه قرآن و سنت است و اگر مشاهده می‌شود که در جوامع دینی به قواعد عرفی، عقلی و علمی بی‌توجهی می‌شود یا به دلیل ضعف اعتقاد یا به دلیل ضعف بینش و یا به دلیل ناآگاهی و جهالت آنها است.

پیش‌فرض‌ها و تحلیل‌های حادثه عاشورا

موضوع بحث بنده در این جمع عالمانه از عزیزان تحصیلات تکمیلی و اساتید گرانقدر دانشگاهی، آنگونه که قبلاً اعلام هم شده است «پیش‌فرض‌ها و تحلیل‌های حادثه عاشورا» است. در واقع نقش پیش‌فرض‌ها در تحلیل...

قانون غیر از فتوای فقیه است (دوچرخه‌سواری بانوان در گفت‌وگویی شفاف و صریح با حجت‌الاسلام دکتر محمد نصراصفهانی)

    در ابتدا نظر خودتان را درباره دوچرخه سواری بانوان بیان کنید. اصولا بنده بین دوچرخه سواری، متورسیکلت سواری و رانندگی ماشین تفاوتی قائل نیستم، زمانی که شرایط مربوط به پوشش رعایت شده...

عرف‌گرایی قرآن

صاحب این قلم، با بررسی‌ کارکرد واژه عرف و معروف در قرآن کریم به راهکاری درون‌دینی جدیدی در جمع سنت و مدرن دست‌یافته است که به نظر می‌رسد برای تشخیص ثابت از متغیر دین و توضیح رابطه دین و پدیده‌های نوین بشری نیز مفید کارآمد است

تلازم قدرت سیاسی و فساد!؟

فساد، یکی از آسیب‌های مهم در کلیه نظام‌های سیاسی است، با وجودی که انتظار است در یک نظام‌ها، قانون، اخلاق یا شریعت حاکم باشد ولی تجربیات تاریخی بشر، خلاف آن را نشان داده است.

ملاصدرا و نظریه تکامل

دانشمندان معاصر بر اثر مشاهدات خود به نظریه ترانسفورمیسم رسیده‌اند که بر اساس آن، جهان طبیعت سراسر تغییر و تطوّر است. در این مقاله این مسئله مورد بررسی قرار گرفته است که آیا آراء و مبانی فلسفی ملاصدرا با چنین فرضی سازگار است یا خیر؟

به این منظور به روش توصیفی تحلیلی در آثار وی جستجو شده و این نتیجه به دست آمده است که اصالت وجود، وحدت تشکیکی وجود، حرکت جوهری و اشتداد، وجود چهار اصل تأسیسی فلسفه صدرا است. سه اصل اول توجیه اصل چهارمی است که «حرکت تکاملی موجودات طبیعی» است.

به نظر ملاصدرا طبیعت عین سیلان و حرکت است و حرکت منحصر در عوارض نیست، بلکه به نظر او حرکت، نحوه وجود طبیعت اعم از عناصر، گیاه، حیوان و انسان است. بنابراین او معتقد است عالم طبیعت یک امر واحد مستمر است که از خودِ فروتر به خودِ برتر می‌رسد. در این مقاله این مسإله نیز اثبات شده است که تکامل موجودات هیچ منافاتی با وجود خدا و متون دینی ندارد.

نقش زنان مسلمان، در شکل‌گیری برخی از آیات قرآن

زنان صدر اسلام به دلیل محرومیت تاریخی که داشته‌اند از زمینه مناسبی که حاصل شده بود در نفی تبعیض و بی‌عدالتی سنتی از هیچ کوششی فروگذار نکردند و در تحقق قسط و عدل، خدا و رسول را به یاری طلبیدند به طوری که آیات مناسب با این تحول خواهی نازل گشت.

حقوق بشر، مبانی و ابهامات

حقوق بشر اساسی‌ترین و ابتدایی‌ترین حقوقی است که هر فرد به طور ذاتی، فطری و به صرف انسان بودن از آن بهره‌مند است. این حقوق شامل حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که دیگر حقوق جزئی مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از همین حقوق اساسی منشعب می‌شوند.

دین رحمانی، فقه انسانی

در این نوشتار ابتدا پاسخ پنج تن از فقهای عظام شیعه در سه قرن اخیر را در مورد برخورد با مخالف جویا می‌شویم آنگاه دیدگاه فقیه عالیقدر را به عنوان ششمین نظر مطرح کرده و آثار و پیامدهای اجتماعی هر یک از آن نظریات را مورد بحث قرار خواهیم داد.

ابن‌مُسکویه و تکامل انواع

یکی از آراء فلسفی ابن‌مسکویه، باور به اتصال و پیوند ارگانیک بین موجودات طبیعی جهان است. ابن‌مسکویه، عالَم جسمانی را همچون عالم روحانی تو در تو و دارای مراتبی، محیط بر یکدیگر و به هم متصل می‌داند و نقشه‌ای جامع برای آن ترسیم می‌کند.
ابن‌مسکویه معتقد بود خدا به حکمت و تدبیر متقن خود هر نوع را به اصناف و گونه‌های مختلف تقسیم کرده است و میان گونه‌ها ترتیب طولی برقرار است به نحوی که هر یک از این گونه‌ها نسبت به دیگری کامل‌تر است تا جایی که نوبت به آخرین گونه از آخرین نوع می‌رسد. در اینجاست که آخر این نوع متصل به اول نوع بعدی می‌شود و با طی مراحل و مراتب مختلف در این مسیر، گیاه، حیوان و حیوان، انسان می‌شود. از منظر ابن‌مسکویه، انسان پس از طی کردن مراتب کمال ‌زیستی تکامل معنوی می‌یابد و سرانجام به آخرین مرتبه کمال انسانی که نبوت است، می‌رسد و نبی نیز در همین دنیا به مجاورت و افق نوع بعد که عقل یا ملک است، ارتقا می‌یابد.