نسبت داروی امام موسی کاظم، به امام موسی کاظم (ع)؟

  • زیاد پرسیده می‌شود که نسبت داروی امام موسی کاظم، به ایشان تا چه میزان صحیح است؟
  • در پاسخ می‌توان گفت: این موضوع به روایتی بر می‌گردد که در چهار کتاب شیعی نقل شده است: ۱- بحار الأنوار، ۲- الفصول المهمة، ۳- مستدرك الوسائل و ۴- طب الائمه. سه منبع اول مربوط به بعد از قرن ۱۲ هجری است. همه این سه منبع، روایت را از کتاب «طب الائمه» نقل کرده‌اند که مربوط به قرن ۴ هجری است. گفته شده است که نویسندگان کتاب طب الائمه، دو برادر به نام‌های عبدالله و حسین فرزندان بسطام بوده‌اند. متن روایت این‌چنین است: 

متن اصلی: قَالَ السَّرِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ السَّرِيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْأَرْمَنِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا (ع) قَالَ‏: سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (ع) وَ قَدِ اشْتَكَى، فَجَاءَهُ الْمُتَرَفِّعُونَ بِالْأَدْوِيَةِ يَعْنِي الْأَطِبَّاءَ، فَجَعَلُوا يَصِفُونَ لَهُ الْعَجَائِبَ. فَقَالَ: أَيْنَ يَذْهَبُ بِكُمْ؟ اقْتَصِرُوا عَلَى سَيِّدِ هَذِهِ الْأَدْوِيَةِ: الْإِهْلِيلَجِ وَ الرَّازِيَانَجِ وَ السُّكَّرِ فِي اسْتِقْبَالِ الصَّيْفِ، ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فِي كُلِّ شَهْرِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ فِي اسْتِقْبَالِ الشِّتَاءِ، ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ كُلَّ شَهْرٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ يُجْعَلُ‏ مَوْضِعَ‏ الرَّازِيَانَجِ‏ مَصْطَكَى فَلَا يَمْرَضُ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْت. ‏(طب الأئمة عليهم السلام؛ص۵۰)

سه ترجمه متفاوت:

ترجمه محمد باقر کمره‌ای: موسى بن جعفر (ع) بيمار شد و پزشكان آمدند بالينش و عجائبى برايش وصف كردند و شنيدم فرمود: بكجاها ميرويد؟ بر بزرگ اين داروها اكتفاء كنيد كه هليله و رازيانه و شكر است، در سه ماه تابستان ماهى سه بار و در زمستان ماهى سه روز و هر روزى سه بار و بجاى رازيانه مصطكى باشد و از جز بيمارى مردن، بيمار نشو.

ترجمه دوم: شنیدم از حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام که کسی به ایشان شکایت کرد از بیماری، اطباء حاضر برای حضرت از عجایب ادویه سخن گفتند. حضرت فرمودند: چرا راه دور می‌روید. قناعت کنید به هلیله زرد و رازیانه و شکر روزی ۵ درهم (۲۰گرم) ناشتا ۳ روز متوالی در سه ماه متوالی در ابتدای گرما و در زمستان همان برنامه ولی بجای رازیانه از مصطکی استفاده شود. امام علیه‌السلام فرمودند: کسیکه این دستور را اجرا کند در آن سال اصلاً‌ مریض نخواهد شد.

ترجمه سوم: امام کاظم (ع) مبتلا به بیماری شدند و طبیبان داروهای مختلفی برای ایشان تجویز کردند، امام فرمودند به کجا می‌روید؟ از این دارو که سید داروهاست استفاده کنید، هلیله و رازیانه و شکر در ابتدای تابستان سه ماه و در هرماه سه مرتبه و در ابتدای زمستان سه ماه و در هرماه سه مرتبه به‌جای رازیانه، مصطکی جایگزین کنید، پس تا زمان مرگ مریض نخواهید شد.

نقد و بررسی روایت

قبل از هر چیز نگارنده منکر خواص دارویی گیاهان نیست، منکر خواص داروهای شیمیایی هم نیست. هر چیزی خواص ویژه خود را دارد که باید طی فرایند مطالعات علمی بر روی حیوانات و سپس انسان، آن هم به تعداد زیاد و سنین مختلف، از مناطق جغرافیایی متعدد به اثبات برسد. توضیح ما در این یادداشت، صرفا پاسخ به سوال فوق است که تا چه حد می‌توان این روایت طبی را به امام موسی کاظم نسبت داد؟ برای این کار لازم است روایت از نظر سند و محتوا مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

الف) بررسی سند حدیث:

سند این حدیث از چند جهت دارای اشکال است:

  1. کتاب «طب الائمه» مورد تأیید رجال شیعه نیست. آقای حسن انصاری در تحقیقی عالمانه، اين کتاب را متعلق به سنت غاليان شيعه می‌داند. به نظر ایشان، اين کتاب برای محدثان امامی کهن شيعه، ناشناخته بوده و يا دست کم نسبت به آن بی اعتنا بوده‌اند. روايات و اسناد اين کتاب هم مورد توجه محدثان کهن اماميه قرار نگرفته و حتی در خود کتاب هم اسانيد حديثی آن عمدتا اسانيدی آشفته، ناشناخته و يا به وضوح ساختگی به نظر می‌رسند. ایشان این احتمال را هم مطرح می‌کند که گردآورنده اين متن در واقع سازنده اصلی و نويسنده آن بوده است. به نظر ایشان او دو نویسنده ياد شده را تنها به صورت ساختگی برای اين متن در نظر گرفته است.
  • معلوم نیست که نویسندگان کتاب، حدیث مورد بحث ما را از کجا آورده‌اند. نویسندگان کتاب «طب الائمه» یعنی عبد الله و حسين‏ فرزندان بسطام با اولین راوی خبر ۴ طبقه فاصله دارند و این چهار طبقه در سلسله سند وجود ندارند.
  • دو طبقه از روات این حدیث یعنی سری، فرزند احمد و محمد، فرزند یحیی ارمنی، هر دو مجهول الهویه هستند و علمای علم رجال آنها را نمی‌شناسند. معلوم نیست این افراد وجود خارجی داشته‌اند یا خیر و یا آنها راستگو یا دروغگو هستند. عجیب اینکه در کتاب «طب الائمه» این ارمنی نفر دوم را «بابی» معرفی کرده است: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْأَرْمَنِيُّ وَ كَانَ بَاباً لِلْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ كَانَ اَلْمُفَضَّلُ بَاباً لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقِ (ع).
  • در مورد راوی آخر یعنی محمد بن سنان در کتب رجال اختلاف نظر وجود دارد و برخی او را متهم به غلو کرده‌اند.  

نتیجه اینکه این روایت به کلی از نظر سندی فاقد اعتبار است و نمی‌توان آن را به امام رضا یا امام کاظم نسبت داد و نسبت دادن به آنها نسبت دروغ به دو امام است. نسبت دادن هر خبری به هر کس، باید مبتنی بر ادله قابل قبول باشد در غیر این صورت دروغ محسوب می‌شود و اشاعه آن هم اشاعه دروغ است. نقل و ترویج آن هم شهادت دروغ محسوب می‌شود که در شریعت اسلامی گناه کبیره محسوب می‌شود. البته هر چه شخصی که به او دروغی نسبت داده می‌شود بزرگ‌تر و در اجتماع تأثیرگذارتر باشد، گناه این دروغ کبیره‌تر است.

ب) بررسی محتوای حدیث

از آنجا که متن روایت کمی مشوش است مترجمان در ترجمه آن دچار تشویش شده‌اند و چنانکه ملاحظه گردید هر یک بنابر پیش‌فرض‌های کلامی خود آن را ترجمه کرده‌اند:

  1. برخی نسبت شکایت از بیماری را به ائمه صحیح ندانسته‌اند، چون ائمه اهل شکایت از درد و رنج نیستند. بیماری را قضای الهی دانسته، نسبت به آن صبورند و کفاره گناهان یا وسیله ارتقاء معنوی خود می‌دانند به همین جهت مریض را شخص سومی گرفته‌اند.
  • برخی غلات معاصر چون علم امام را همه جانبه در هر تخصصی می‌دانند ایشان را در ترجمه خود پزشک دانسته‌اند و احتمال بیماری را برای امام منتفی فرض کرده‌اند و لذا شکایت و بیماری را هم مربوط به امام ندانسته‌اند بلکه  امام را استاد اطبا معرفی کرده‌اند.
  • برخی بیمار را خود امام دانسته‌اند ولی تجویز دارو را هم مربوط به خود ایشان فرض کرده‌اند. در این صورت این گروه باید به این پرسش‌ها پاسخ دهند که اگر امام با داروی بیماری خود آشنا بوده ‌است چرا از بیماری شکایت داشته و اجازه داده است که پزشکان را بر بالین ایشان بیاورند.
  • در این صورت، اگر امام با داروی بیماری خود آشنا بوده ‌است، چرا به علم خود عمل نکرده و آن را رعایت نکرده تا بیمار نشود.
  • بیماری عوامل مختلفی دارد، ولی اینکه چند گیاه دارویی، چنانکه در این روایت آمده است، درمان همه بیماری ها باشد دور از عقل سلیم و منطق و تجربه است. در طب سنتی ادعا شده است که هلیله، رازیانه، شکر و مصطکی دارای خواص درمانی است، اما شواهد علمی برای این مطالب ارائه نشده ‌است.
  • افراد طبایع متفاوتی دارند. چگونه ممکن است یک دارو برای همه بیماری ها، در همه سنین، به هر میزان مناسب باشد، در این روایت از نوع هلیله، رازیانه، شکر، مصطکی و میزان و دز مصرف، زمان مصرف برای سنین متفاوت ذکری به میان نیامده است. همین باعث شده است عده‌ای از مترجمان به کمک امام آمده و در ترجمه متن، میزان مصرف آن را هم مشخص کنند و سیاهی هلیله و سرخی شکر را نیز یادآور شوند. متاسفانه تبلیغاتی هم که کاسبان داروهای گیاهی از این ترکیبات می‌کنند به همین صورت کلی است.
  • هر گیاهی خواص مخصوص به خود را دارد و برای بیماری خاصی ممکن است مفید باشد. بنابراین نمی‌توان گفت ترکیب این سه گیاه، برای هر بیماری درمان است. اگر چنین باشد کاسبان داروهای گیاهی، نباید داروهای دیگری تجویز کنند و در معرض فروش قرار دهند.
  • در این حدیث هیچ اشاره‌ای به این نشده است که امام از چه بیماری رنج می‌برده است و این دارو برای چه بیماری مفید است. اینکه عده‌ای آن را داروی کرونا، ضد ویروس، ضد میکروب، گلودرد و سرماخوردگی معرفی کرده‌اند ربطی به حدیث ندارد. اصولاً در زمان ائمه، میکروب و ویروس شناخته شده نبوده است.
  • بسیاری از افراد این دارو را برای پیشگیری از کرونا مورد استفاده قرار داده‌اند با این حال کرونا گرفته‌اند. بعد از بیماری هم این دارو به درمان آنان کمکی نکرده است.
  1. ترجمه صحیح حدیث بیانگر این مطلب است که این دارو تجویز امام کاظم نیست بلکه تجویز پزشکان بوده است. با دقت در ترجمه این موضوع آشکار خواهد شد:

مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا (ع)، سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (ع) وَ قَدِ اشْتَكَى،

محمد بن سنان از امام رضا نقل می‌کند که ایشان فرمودند: شنیدم که موسی بن جعفر از درد یا بیماری شکایت داشت.

فَجَاءَهُ الْمُتَرَفِّعُونَ بِالْأَدْوِيَةِ يَعْنِي الْأَطِبَّاءَ، فَجَعَلُوا يَصِفُونَ لَهُ الْعَجَائِبَ.

طبیبان و درمانگران خدمت ایشان رسیده و از عجائب داروها سخن گفتند.

فَقَالَ: أَيْنَ يَذْهَبُ بِكُمْ؟

امام به اطبا فرمود: این بیماری توسط شما چگونه درمان می‌شود؟

اقْتَصِرُوا عَلَى سَيِّدِ هَذِهِ الْأَدْوِيَةِ: الْإِهْلِيلَجِ وَ الرَّازِيَانَجِ وَ السُّكَّرِ فِي اسْتِقْبَالِ الصَّيْفِ، ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فِي كُلِّ شَهْرِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ فِي اسْتِقْبَالِ الشِّتَاءِ، ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ كُلَّ شَهْرٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ يُجْعَلُ‏ مَوْضِعَ‏ الرَّازِيَانَجِ‏ مَصْطَكَى.

درمانگران، به بهترین داروها(موثرترین) اکتفا کردند: هلیله، رازیانه و شکر که در موعد تابستان، به مدت سه ماه و در هر ماه سه مرتبه و در موعد زمستان، به مدت سه ماه و در هر ماه، سه روز، روزی سه مرتبه  استفاده شود و بجای رازیانه در زمستان از مصطکی استفاده شود.

فَلَا يَمْرَضُ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْت.

با این مداوا، کسی بیمار نمی‌شود مگر بیماری مرگ.

پس چنانچه ملاحظه شد: اولاً، این حدیث، سند معتبری ندارد. ثانیاً، از نظر محتوا ربطی به امام موسی کاظم ندارد. ثالثاً، اگر این خبر تاریخی را بپذیریم، تجویزی از اطبای سنتی قدیم برای بیماری امام کاظم بوده است که آن بیماری در خبر نیامده است.

منابع

  1. ابنا بسطام، عبد الله و حسين، ۱۴۱۱ ق: طبّ الأئمة (ع)، قم، چاپ: دوم دار الشريف الرضي.
  2. شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ۱۳۷۶: الفصول المهمة في أصول الأئمة (تكملة الوسائل)، قم، موسسه معارف اسلامى امام رضا  (ع).
  3. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ۱۴۰۳ ق: بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، بيروت، دار إحياء التراث العربي.
  4. نورى، حسين بن محمد تقى، ۱۴۰۸ق: مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، قم، مؤسسة آل البيت (ع).

محمد نصراصفهانی ۱۳۹۹/۹/۱۶

محمد نصر اصفهانی

نويسنده اين مباحث، از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه بوده و در حوزه قرآن، نهج البلاغه، كلام جديد، اخلاق، تاريخ اسلام و سياست آثاري دارند.

مطالب مرتبط