شرح نامه ۱۶

بسم الله الرحمن الرحیم

زمینه‌شناسی نامه ۱۶

جنگ صفین بین امیرالمومنین(ع) و مردم عراق از یک سو و معاویه و مردم شام از سوی دیگر درگرفت، امام در توصیه به یاران خود مطالب مهمی را گوشزد می‌کنند تا نبرد مقدس آنان با موفقیت و پیروزی همراه باشد. دانستن این مطالب از دو جهت برای لشکریان حائز اهمیت بود؛ یکی از نظر تاکیتیک‌های نظامی و دیگری از نظر فکری و عقیدتی  در خصوص دشمن تا در نظر داشته باشند ماهیت کسانی که با آنها می‌جنگند چیست. لازم به تذکر است که ظاهراً آنچه در نهج البلاغه آمده است نامه نبوده بلکه خطبه و سخنرانی امام خطاب به لشکریان خود بوده است با این وجود سید رضی، جمع کننده نهج‌البلاغه آن را در بخش نامه‌ها آورده است.

لاَ تَشْتَدَّنَّ عَلَیْکُمْ فَرَّهٌ بَعْدَهَا کَرَّهٌ وَ لاَ جَوْلَهٌ بَعْدَهَا حَمْلَهٌ وَ أَعْطُوا اَلسُّیُوفَ حُقُوقَهَا وَ وَطِّئُوا لِلْجُنُوبِ مَصَارِعَهَا وَ اُذْمُرُوا أَنْفُسَکُمْ عَلَى اَلطَّعْنِ اَلدَّعْسِیِّ وَ اَلضَّرْبِ اَلطِّلَحْفِیِّ وَ أَمِیتُوا اَلْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ فَوَ اَلَّذِی فَلَقَ اَلْحَبَّهَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَهَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَکِنِ اِسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا اَلْکُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَیْهِ أَظْهَرُوهُ

گریزى که پس از آن بازگشت و تاخت و تازى که بعد از آن هجوم و حمله به دشمن باشد، بر شما ناگوار نباشد، حقوق شمشیرها را بپردازید و پهلوهایتان را به جایگاه کشتن آشنا کنید و نفوس خود را به نیزه افکندن‌هاى کارگر و شمشیرزدن‌هاى شدید، وادار و تشویق کنید، صداهایتان را آرام کنید زیرا هر چه بیشتر، ترس و سستى را دور مى‏کند، پس سوگند به خدایى که دانه را شکافته و آفریدگان را به وجود آورده است اینها اسلام نیاورده‏اند بلکه اظهار اسلام کردند، و کفر را پنهان داشتند و هنگامى که یاورانى پیدا کردند آن را آشکار کردند.

 

شرح نامه

لاَ تَشْتَدَّنَّ عَلَیْکُمْ فَرَّهٌ بَعْدَهَا کَرَّهٌ وَ لاَ جَوْلَهٌ بَعْدَهَا حَمْلَهٌ، گریزى که پس از آن بازگشت، و تاخت و تازى که بعد از آن هجوم و حمله به دشمن باشد، بر شما ناگوار نباشد.

حمیت و غیرت داشتن در جنگ ارزشمند است ولی این غیرت باید عاقلانه باشد نه جاهلانه. قرآن کریم حمیت جاهلانه را مردود می‌شمرد و می‌فرماید کفار در قلب خود غیرت جاهلانه دارند: الَّذِینَ کَفَرُوا فِی قُلُوبِهِمُ الْحَمِیَّهَ حَمِیَّهَ الْجَاهِلِیَّهِ (سوره فتح، آیه ۲۶) آنان معتقد بودند باید در جنگ بر دشمن تاخت و به او در هیچ صورتی پشت نکرد و عقب‌نشینی ننمود. اما قرآن کریم این تعصب را جاهلانه دانسته و می‌فرماید در صورتی که عقل حکم به عقب‌نشینی کرده و عقب‌نشینی در نهایت برای برنامه‌های بعدی جنگ لازم باشد نباید آن را ناگوار دانست. و این همان توصیه ایست که امام به یاران خود می‌کند که گریزى که پس از آن بازگشت و تاخت و تازى که بعد از آن هجوم و حمله به دشمن باشد، بر شما ناگوار نباشد.

وَ أَعْطُوا اَلسُّیُوفَ حُقُوقَهَا، حقوق شمشیرها را بپردازید.

حق هر چیزی استفاده درست، مناسب، بجا و کافی از آن است. حق سلاح هم استفاده درست، مناسب، بجا و کافی از سلاح است که امام به یاران خود توصیه می‌فرمایند. لازمه آن استفاده ماهرانه، در شرایط مناسب و کافی از سلاح است.

وَ وَطِّئُوا لِلْجُنُوبِ مَصَارِعَهَا، و پهلوهایتان را به جایگاه کشتن آشنا کنید.

شاید این کلام امام کنایه از داشتن عزم جزم برای جنگ است. به این معنا که فکر کنید برای کشته شدن به میدان جنگ آمده‌اید نه برای زنده از معرکه بیرون رفتن، چون اگر تلاش برای زنده ماندن در میدان جنگ مدنظر باشد فکر فرار و سستی در مقاومت را به همراه خواهد داشت.

وَ اُذْمُرُوا أَنْفُسَکُمْ عَلَى اَلطَّعْنِ اَلدَّعْسِیِّ وَ اَلضَّرْبِ اَلطِّلَحْفِیِّ، و نفوس خود را به نیزه‌افکندن‌هاى کارگر و شمشیرزدن‌هاى شدید وادار و تشویق کنید.

میدان جنگ جای سستی و ضعف نشان دادن و مهربانی نیست و باید قاطع بود و بر دشمن ضربات کاری و شکننده وارد ساخت. در غیر این صورت طرف مقابل با شما اینگونه برخورد کرده و نه تنها شما به اهداف خود از دفاع خویش نائل نخواهید شد جان خود را نیز از دست خواهید داد.

وَ أَمِیتُوا اَلْأَصْوَاتَ فَإِنَّهُ أَطْرَدُ لِلْفَشَلِ، صداهایتان را آرام کنید زیرا هر چه بیشتر، ترس و سستى را دور مى‏کند.

به قرینه عبارت بعد احتمالاً امام از این سخن این منظور را دارند که به جای داد و فریاد که حکایت از ترس دارد و از فکر کردن شما را باز می‌دارد، در میدان جنگ ذهن خود را فعال نگاه دارید و بدانید در مقابل چه کسانی قرار دارید.

فَوَ اَلَّذِی فَلَقَ اَلْحَبَّهَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَهَ مَا أَسْلَمُوا وَ لَکِنِ اِسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا اَلْکُفْرَ، پس سوگند به خدایى که دانه را شکافته و آفریدگان را به وجود آورده است اینها اسلام نیاورده‏اند بلکه اظهار اسلام کردند و کفر را پنهان داشتند.

امام در این کلام ماهیت رهبران دشمن همچون معاویه، مروان و عمروعاص را روشن می‌کنند که تصور نشود که این افراد مسلمان هستند و نباید با مسلمان جنگید. این افراد اولاً شورشی هستند، ثانیاً شروع کننده جنگ هستند. ثالثاً اینها اعتقادی به اسلام ندارند چون منافقانه تنها زباناً مسلمان شده و قلباً هنوز به فرامین حق کافرند. این قسمت را امام با قسم همراه نمود چون نسل جدید از تاریخ زندگی امثال معاویه در زمان پیامبر (ص) بی‌خبر بود و آنان هم که سنشان یاری می‌داد فراموش کرده بودند.

فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَیْهِ أَظْهَرُوهُ، هنگامى که یاورانى پیدا کردند آن را آشکار کردند.

در انتها امام از اینکه امثال معاویه تاکنون اقدامی برای بازگرداندن جاهلیت صورت نمی‌داده‌اند سخن گفته و می‌فرمایند آنچه برای امثال معاویه مسئله اصلی است قدرت است نه خدا و دیانت. عدم اقدام آنان تا کنون برای بازگردانی مناسبات قدرت جاهلی به این دلیل بوده است که امکان این کار برای آنان فراهم نبوده است ولی حال که این امکان برای آنان فراهم گشته لحظه ای تردید به خود راه نمی‌دهند.

محمد نصر اصفهانی

نويسنده اين مباحث، از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه بوده و در حوزه قرآن، نهج البلاغه، كلام جديد، اخلاق، تاريخ اسلام و سياست آثاري دارند.

مطالب مرتبط