دعاهای قرآنی

 

به نام خداوند رحمتگر مهربان. ستایش از آنِ خداست که پروردگار جهانیان است. آن رحمتگر مهربان. مالک روز جزا. [بار خدایا] ما را به راه راست هدایت فرما. راه آنان که نعمتتشان داده‌ای که نه مورد خشم تو هستند و نه گمراه هستند (فاتحه/۱-۷).

آنگاه که انسان به رشد کامل و چهل سالگی برسد، می‌گوید: پروردگارا، بر دلم بیفکن تا نعمتی را که به من، پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای، سپاس گویم و کار شایسته‌ای کنم که آن را بپسندی. فرزندانم را برای من  شایسته گردان. در حقیقت من به درگاه تو بازگشته‌ام. من از تسلیم شدگان هستم (احقاف/۱۵).

خردمندان، همان کسانی که خدا را ایستاده، نشسته و خوابیده یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند که: پروردگارا، این [جهان] را بیهوده نیافریدی. پاکی برای توست. پس ما را از عذاب آتش نگاه دار. پروردگارا، به یقین تو هر کس را به آتش وارد کنی، او را خوار کرده‌ای و برای ستمگران هیچ یاوری نخواهد بود. پروردگارا، به راستی شنیدیم فراخواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگارتان ایمان آورید و ما ایمان آوردیم. پروردگارا پس گناهان ما را ببخش. بدی‌های ما را پوشیده دار و ما را با نیکان بمیران. پروردگارا، آنچه بر [زبان] پیامبران خود به ما وعده داده‌ای، ارزانی دار و ما را در روز رستاخیز رسوا نکن. مسلماً تو خلف وعده نمی‌کنی. پس پروردگار آنها [دعای آنان را] اجابت کرد که من عمل هیچ عمل‌‌کننده‌ای از شما را از زن و مرد تباه نمی‌کنم (آل‌عمران/۱۹۱-۱۹۵).

بندگان [خدای] رحمان کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا، عذاب جهنّم را از ما بازگردان که عذاب آن سخت و دائمی است (فرقان/۶۵). پروردگارا، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایۀ روشنی چشمان ما باشد و ما را پیشوای پرهیزگاران گردان (فرقان/۷۴).

راسخان در علم می‌گویند: پروردگارا، دل‌های ما را پس از آن‌که ما را هدایت کردی، نلغزان. ما را از نزد خود رحمتی ببخش. به راستی تو بسیار بخشنده‌ای. پروردگارا، به یقین تو گردآورندۀ مردم هستی، برای روزی که تردیدی در آن نیست. مسلماً خدا خلف وعده نمی‌کند (آل‌عمران/۸-۹).

پرهیزگاران می‌گویند: پروردگارا، ما ایمان آوردیم. پس گناهان ما را بیامرز. ما را از عذاب آتش نگاه دار (آل‌عمران/۱۶).

از مردم کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا، به ما در این دنیا نیکی عطا کن حال آن که برای او در آخرت نصیبی نیست. برخی از آنها می‌گویند: پروردگارا، در این دنیا و در آخرت به ما نیکی عطا کن و ما را از عذاب آتش نگاه دار. آنان هستند که از دستاورد خود بهره‌ای خواهند داشت و خدا سریع الحساب است (بقره/۲۰۰-۲۰۲).

فرشتگانِ حاملان عرش و آنها که پیرامون آن هستند به ستایش پروردگار خود تسبیح می‌گویند. به او ایمان دارند و برای مومنان آمرزش می‌خواهند و [می‌گویند:] پروردگارا، رحمت و دانش تو شامل همه چیز شده است پس کسانی را که توبه کرده‌اند و راه تو را دنبال نموده‌اند، ببخش و آنها را از عذاب آتش مصون دار. پروردگارا‌، آنان و هر کس از پدران، همسران و فرزندان آنها را که به صلاح آمده‌اند، به بهشت‌های جاودانی که به آنها وعده داده‌ای، داخل کن. به‌راستی تو خود شکست‌ناپذیر حکیم هستی. آنها را از بدی‌ها [کیفر] نگاه دار. هر کس را در آن روز از بدی‌ها حفظ کنی البتّه بر او رحمت آورده‌ای. این است همان کامیابی بزرگ (غافر/۷-۹).

 [آدم و همسر او] گفتند: پروردگارا، ما بر خود ستم کردیم. اگر بر ما نبخشایی و به ما رحم نکنی، مسلماً از زیانکاران خواهیم بود (اعراف/۲۳).

 نوح پروردگار خود را خواند که من مغلوب هستم پس انتقام بگیر (قمر/۱۰). او گفت: پروردگارا، قوم من، مرا تکذیب کردند. پس میان من و آنان فیصله ده و من و هر کس از مؤمنان را که با من است، نجات بخش (شعراء/۱۱۷-۱۱۸). پروردگارا، از آن روی که من را تکذیب کردند، یاریم کن (مؤمنون/۲۶). پروردگارا، هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی نگذار. اگر تو آنها را باقی گذاری، بندگان تو را گمراه می‌کنند و جز پلیدکارِ ناسپاس نمی‌زایند. پروردگارا، بر من، بر پدر و مادرم، هر کس که با ایمان به خانة من درآید و بر مردان و زنان باایمان، ببخشای و ظالمان را جز هلاکت و تباهی نیفزا (نوح/۲۶-۲۸). [خدا به نوح فرمود:] چون تو با آنان که همراه تو هستند بر کشتی نشستی، … بگو، پروردگارا، مرا در جایی پربرکت  فرود آور که تو بهترین مهمان‌نوازان هستی (مؤمنون/۲۸-۲۹).

نوح [هنگام غرق شدن پسرش] پروردگار خود را ندا داد و گفت: پروردگارا، پسرم از کسان من است و قطعاً وعدة تو راست است. تو بهترین داوران هستی. فرمود: ای نوح، در حقیقت او از کسان تو نیست. او عملی ناصالح است پس چیزی را که به آن علم نداری از من نخواه. به تو اندرز می‌دهم مبادا از جاهلان باشی. او گفت: پروردگارا، من به تو پناه می‌برم از این‌که از تو چیزی بخواهم که به آن علم ندارم. اگر مرا نیامرزی و به من رحم نکنی از زیانکاران باشم. گفته شد: ای نوح، [از کشتی] با سلامتی از ما و برکت‌هایی بر تو و بر گروه‌هایی که با تو هستند. فرود آی (هود/۴۵-۴۸).

[پیامبر نسل بعد از نوح] گفت: پروردگارا، از آن روی که مرا تکذیب کردند، یاریم کن. فرمود: به زودی سخت پشیمان خواهند شد (مؤمنون/۳۹-۴۰).

ابراهیم گفت: پروردگارا، به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده می‌کنی (بقره/۲۶۰)؟ پروردگارا، این شهر را ایمن گردان. مرا و فرزندانم را از پرستیدن بت‌ها دور دار. پروردگارا، بت‌ها بسیاری از مردم را گمراه کردند پس هر کس از من پیروی کند، بی‌گمان او از من است. هر کس مرا نافرمانی کند، به یقین تو آمرزنده و مهربان هستی. پروردگارا، برخی از فرزندانم را در درّه‌ای بی‌کشت و زرع نزد خانة محترم تو سکونت دادم. پروردگارا، تا نماز را به پا دارند پس دل‌های برخی از مردم را به سوی آنان گرایش ده. آنان را از محصولات روزی ده تا سپاسگزاری کنند. پروردگارا، بی‌گمان تو آن‌چه را پنهان می‌کنیم و آن‌چه را آشکار می‌سازیم، می‌دانی و چیزی در زمین و آسمان بر خدا پوشیده نمی‌ماند. ستایش خدایی را که در پیری، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. بی‌گمان پروردگار من شنوندة دعا است. پروردگارا، مرا بر پادارندة نماز قرار ده و از فرزندان من نیز. پروردگارا، دعای مرا بپذیر. پروردگارا، بر من، پدر و مادرم و بر مؤمنان، روزی که حساب برپا می‌شود، ببخشای (ابراهیم/۳۵-۴۱). پروردگارا، به من دانش عطا کن. مرا به صالحان ملحق فرما. برای من در آیندگان آوازة نیکو قرار ده. مرا از وارثان بهشت پرنعمت گردان. بر پدرم ببخشای زیرا او از گمراهان بود و روزی که برانگیخته می‌شوند، مرا رسوا نکن (شعراء/۸۳-۸۷). پروردگارا، این [سرزمین] را شهری امن قرار بده. از مردم آن کسانی را که به خدا و روز بازپسین ایمان آورند، از محصولات روزی بخش. فرمود: هر کس کفر ورزد او را اندکی برخوردار می‌کنیم. سپس او را به عذاب دوزخ گرفتار می‌کنم و چه بد سرانجامی است. هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه را بالا می‌بردند، می‌گفتند: پروردگارا، از ما بپذیر. در حقیقت تو شنوای دانایی. پروردگارا، ما را تسلیم خود قرار ده. از نسل ما امّتی فرمانبردارِ خود [پدید آور]. آداب دینی ما را به ما نشان ده و بر ما ببخشای زیرا تو، توبه پذیر مهربان هستی. پروردگارا، در میان آنان فرستاده‌ای از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند. کتاب و حکمت به آنان بیاموزد و آنها را پاکیزه‌ سازد زیرا تو خود شکست‌ناپذیر حکیم هستی (بقره/۱۲۶-۱۲۹). بی‌گمان برای شما در ابراهیم و کسانی که با او بودند، سرمشق خوبی است. … جز گفتة او به پدر خود، که من برای تو آمرزش خواهم خواست و من برای تو در برابر خدا اختیار چیزی را ندارم.  پروردگارا، بر تو توکّل کردیم و به سوی تو روی آوردیم و بازگشت ما به سوی تو است. پروردگارا، ما را گرفتار دست کافران نکن. ما را بیامرز. پروردگارا، مسلماً تو شکست ناپذیر حکیم هستی (ممتحنه/۴-۵).

 لوط گفت: پروردگارا، مرا بر قوم فسادکار غالب گردان (عنکبوت/۳۰). پروردگارا، مرا و کسان مرا، از آن‌چه اینان انجام می‌دهند، رهایی بخش. پس او و خانوادة او، همگی را رهانیدیم جز پیرزنی که از باقی‌ماندگان بود سپس دیگران را هلاک کردیم (شعراء/۱۶۹-۱۷۲). 

یوسف گفت: پروردگارا، زندان برای من دوست‌داشتنی‌تر است از آن‌چه مرا به آن می‌خوانند. اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانی، به سوی آنان خواهم گرایید و از نادانان خواهم شد. پس پروردگارش او را اجابت کرد و نیرنگ زنان را از او برگردانید (یوسف/۳۳-۳۴). یوسف گفت: پروردگارا، تو به منفرمانروایی دادی. از تعبیر خواب‌ها به من آموختی. ای پدیدآورندة آسمان‌ها و زمین، تنها تو در دنیا و آخرت مولای من هستی. مرا مسلمان بمیران و به شایستگان ملحق فرما (یوسف/۱۰۱).

شعیب گفت: … پروردگارا، میان ما و قوم ما، به حق راهی بگشای و داوری کن. تو بهترین داوران هستی (اعراف/۸۹).

 [موسی] گفت: پروردگارا، من [ با کشتن آن مرد] بر خود ستم کردم. مرا ببخش. پس خدا از او درگذشت. زیرا او آمرزندة مهربان است. او گفت: پروردگارا، به [پاسِ] نعمتی که بر من ارزانی داشتی هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم بود (قصص/۱۶-۱۸). موسی ترسان و نگران از آنجا (آن شهر) بیرون رفت. گفت: پروردگارا، مرا از گروه ستمکاران نجات بخش. چون به سوی مدین رو نهاد، گفت: امید است پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند (قصص/۲۱-۲۲). پروردگارا، من به هر خیری که به سوی من بفرستی، سخت نیازمند هستم (قصص/۲۴). [آنگاه که خدا به موسی فرمان داد که به سوی قوم فرعون برو]، موسی گفت: پروردگارا، می‌ترسم مرا تکذیب کنند. سینه‌ام تنگ می‌شود و زبانم روان نمی‌گردد (شعراء/۱۲-۱۳). پروردگارا، سینه‌ام را گشاده گردان و کارم را برای من آسان کن و از زبانم گره بگشای تا سخن من را بفهمند. برای من دستیاری از کسانم قرار ده، هارون برادرم را، پشتم را به او استوار کن. او را شریک کارم گردان تا تو را فراوان تسبیح گوییم و بسیار به یاد تو باشیم زیرا تو همواره به ما بینایی (طه/۲۵-۳۵).برادرم هارون از من زبان‌آورتر است پس او را با من به دستیاری بفرست تا مرا تصدیق کند زیرا می‌ترسم مرا تکذیب کنند (قصص/۳۴). پس به سوی هارون [وحی] بفرست (شعراء/۱۳). پروردگارا، من کسی از ایشان را کشته‌ام، می‌ترسم مرا بکشند (قصص/۳۳). آنان بر گردن من خونی دارند. می‌ترسم مرا بکشند. فرمود: نه چنین نیست (شعراء/۱۴-۱۵). ای موسی، خواسته‌ات به تو داده شد (طه/۳۶). به زودی بازوی تو را به وسیلة برادرت نیرومند خواهیم کرد. برای شما تسلّطی قرار خواهیم داد که با آیات ما به شما دست نخواهند یافت. شما و هر کس شما را پیروی کند، چیره خواهید بود (قصص/۳۵). نشانه‌های ما را ببرید. بی‌گمان ما با شما شنونده‌ایم (شعراء/۱۵).

موسی گفت: پروردگارا، تو به فرعون و اشراف او در زندگی دنیا زیور و اموال داده‌ای. پروردگارا، تا [مردم] را از راه تو گمراه کنند. پروردگارا، اموال آنان را نابود کن و آنان را سخت‌دل گردان که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند. فرمود: دعای شما پذیرفته شد پس ایستادگی کنید و راه کسانی را که نمی‌دانند، پیروی نکنید (یونس/۸۸-۸۹). موسی پروردگار خود را خواند که این‌ها (فرعونیان) مردمی گناهکار هستند. [فرمود:] بندگان من را شبانه ببر زیرا شما مورد تعقیب خواهید شد. دریا را هنگامی که آرام است پشت سر بگذار. آنان سپاهی غرق‌شدند هستند (دخان/۲۲-۲۴). چون موسی به میعاد ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: پروردگارا، خود را به من نشان بده تا تو را بنگرم. فرمود: هرگز مرا نخواهی دید. لیکن به کوه بنگر اگر بر جای خود قرار گرفت به‌زودی مرا خواهی دید. پس چون پروردگار او به کوه جلوه نمود، آن را ریزریز ساخت و موسی بیهوش بر زمین افتاد. چون به خود آمد، گفت: تو منزّهی. به درگاه تو توبه کردم. من از نخستین مؤمنان هستم (اعراف/۱۴۳). موسی گفت: پروردگارا، من و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود درآور. تو مهربانترین مهربانانی (اعراف/۱۵۱). پروردگارا، من جز اختیار خود و برادر خود را ندارم پس میان ما و این قوم نافرمان جدایی افکن (مائده/۲۵). موسی از میان قوم خود هفتاد مرد برای میعاد ما برگزید. چون زلزله آنان را فرو گرفت، گفت: پروردگارا، اگر می‌خواستی آنان و مرا پیش از این هلاک می‌کردی. آیا ما را به آن‌چه کم‌خردان ما کرده‌اند، هلاک می‌کنی؟ این جز آزمایش تو نیست. هر کس را بخواهی با آن گمراه و هر کس را بخواهی هدایت می‌کنی. تو سرور ما هستی پس ما را بیامرز. به ما رحم کن. تو بهترین آمرزندگان هستی. برای ما در این دنیا نیکی مقرّر فرما و در آخرت (نیز) زیرا ما به سوی تو بازگشته‌ایم. فرمود: عذاب خود را به هر کس بخواهم می‌رسانم و رحمت من همه چیز را فرا گرفته است. به زودی آن را برای کسانی که پرهیزگاری می‌کنند و زکات می‌دهند و آنان که به آیات ما ایمان می‌آورند، مقرّر می‌دارم (اعراف/۱۵۵-۱۵۷).

[قوم موسی] گفتند: پروردگارا، ما را برای قوم ستمگر وسیلة آزمایش قرار نده. ما را به رحمت خویش از گروه کافران نجات ده (یونس/۸۵-۸۶).

ساحران گفتند: تو (فرعون) جز برای این ما را به کیفر نمی‌رسانی که ما به معجزات پروردگارمان وقتی برای ما آمد، ایمان  آوردیم. پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز و ما را مسلمان بمیران (اعراف/۱۲۵).

 همسر فرعون گفت: پروردگارا، برای من نزد خود در بهشت خانه‌ای بساز و مرا از فرعون و عمل او نجات ده و مرا از قوم ستمکار برهان (تحریم/۱۱).

چون [طالوت و سپاهیان او] با جالوت و سپاه او روبه‎رو شدند. گفتند: پروردگارا، بر ما شکیبایی فرو ریز. گام‌های ما را استوار بدار. ما را بر گروه کافران یاری ده. پس به خواست و فرمان خدا آنها را درهم شکستند (بقره/۲۵۰،۲۵۱). 

[سلیمان] گفت: پروردگارا، مرا ببخش و ملکی به من ارزانی دار که هیچ کس را پس از من سزاوار نباشد در حقیقت این تویی که بسیار بخشنده‌ای (ص/۳۵). او گفت: پروردگارا، در دلم بیفکن تا نعمتی را که به من و پدر و مادرم ارزانی داشته‌ای، سپاس بگزارم. به کار شایسته‌ای که آن را می‌پسندی، بپردازم. مرا به رحمت خود، در میان بندگان شایسته‌ات داخل کن (نمل/۱۹). [ملکة سبأ] گفت: پروردگارا، من به خود ستم کردم. اینک با سلیمان در برابر خدا پروردگار جهانیان تسلیم شدم (نمل/۴۴).

 [قوم سبأ از سر ناسپاسی گفتند:] پروردگارا، میان سفرهای ما فاصله انداز. آنان بر خود ستم کردند پس آنها را [موضوع] حکایت‌ها گردانیدیم و سخت پراکنده کردیم. قطعاً در این، برای هر شکیبای سپاسگزاری، عبرت‌ها است (سبأ/۱۹).

ایّوب پروردگار خود را ندا داد که شیطان مرا به رنج و عذاب مبتلا کرده است (ص/۴۱). ایّوب پروردگار خود را ندا داد کهبه من آسیب رسیده و تویی مهربانترین مهربانان. پس او را اجابت کردیم و درد و رنج او را برطرف کردیم. کسان او و نظیر آنها را، همراه آنان به او عطا کردیم تا رحمتی از جانب ما و عبرتی برای عباد‌ت‌‌کنندگان باشد (انبیاء/۸۳-۸۴).

ذوالنّون در تاریکی‌ها ندا داد: معبودی جز تو نیست. تو منزّهی. به‌راستی من از ستمکاران بودم پس [دعای] او را اجابت کردیم و او را از اندوه رهانیدیم. مؤمنان را چنین نجات می‌دهیم (انبیاء/۸۷-۸۸).

آن‌گاه که همسر عمران گفت: پروردگارا، آن‌چه در شکم دارم نذر تو کرده‌ام آزاد برای تو، پس از من بپذیر. تویی شنوای دانا. پس چون فرزند را به دنیا آورد، گفت: پروردگارا، من آن را دختر زاییدم، خدا بهتر می‌داند او چه زاده و پسر همچون دختر نیست، من او را مریم نامیدم و او و خاندانش را از شرّ شیطان مطرود، به تو می‌سپارم (آل‌عمران/۳۵-۳۶). هر بار زکریّا بر مریم وارد می‎شد، نزد او رزقی می‌یافت. گفت: ای مریم، این رزق از کجا برای تو می‌رسد؟ گفت: از جانب خداست. خدا به هر کس بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد. اینجا بود که زکریّا پروردگار خود را خواند و گفت: پروردگارا، از جانب خود فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن. تو شنوندة دعا هستی (آ‌ل‌عمران/۳۸). پروردگار خود را خواند که پروردگارا، مرا تنها نگذار و تو بهترین ارث برندگان هستی (انبیاء/۸۹). ای پروردگار من، مرا [فرزندی] از شایستگان بخش (صافّات/۱۰۰). پروردگارا، استخوانم سست گردیده و موی سرم از پیری سپید گشته. پروردگارا، هرگز از خواندن تو ناامید نبوده‌ام. من پس از خود از بستگانم بیمناک هستم و زنم نازا است پس از جانب خود وارثی به من ببخش تا از من و از خاندان یعقوب ارث برد. او را ای پروردگار من، پسندیده گردان. [فرمود:] ای زکریّا، ما تو را به پسری که نام او  یحیی است، م‍ژده می‌دهیم که قبلاً هم‌نامی برای او قرار نداده‌ایم (مریم/۴-۷). در حالی که او ایستاده و در محراب خود دعا می‌کرد، فرشتگان او را ندا دادند که خدا تو را به یحیی که تصدیق‌کنندة کلمه‌ای از خدا است و بزرگوار، خویشتن‌دار و پیامبری از شایستگان است، مژده می‌دهد (آل‌عمران/۳۹). پس او را به پسری بردبار مژده دادیم (صافّات/۱۰۱). او را اجابت کردیم و یحیی را به او بخشیدیم و همسرش را برای او شایسته کردیم زیرا آنان در کارهای نیک، شتاب می‌نمودند و ما را از روی رغبت و بیم می‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند (انبیاء/۹۰). [زکریّا] گفت: پروردگارا، چگونه مرا پسری خواهد بود و حال آن که زنم نازا است و من از سالخوردگی ناتوان شده‌ام (آل‌عمران/۴۰؛ مریم/۸)؟ گفت: فرمان چنین است. پروردگار تو فرموده این بر من آسان است. تو را در حالی که چیزی نبودی قبلاً آفریدم (مریم/۹). این چنین خدا هر چه بخواهد، انجام می‌دهد (آل‌عمران/۴۰). گفت: پروردگارا، برای من نشانه‌ای قرار ده. فرمود: نشانة تو این است که (آل‌عمران/۴۱؛ مریم/۱۰) سه شبانه [روز] با این که سالمی نمی‌توانی با مردم سخن ‌بگویی (مریم/۱۰). سه روز جز با اشاره نمی‌توانی سخن بگویی (آل‌عمران/۴۱).

حوّاریون گفتند: ای عیسی پسر مریم، آیا پروردگارت می‌تواند برای ما مائده‌ای از آسمان نازل کند؟ گفت: اگر مؤمن هستید، از خدا پروا کنید. گفتند: می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌های ما مطمئن شود و بدانیم که به ما قطعاً راست گفته‌ای و خود از شاهدان آن باشیم. عیسی پسر مریم گفت: خداوندا، پروردگارا، از آسمان مائده‌ای برای ما بفرست که هم عیدی برای اولین و آخرین ما باشد و هم نشانه‌ای از سوی تو. به ما روزی بخش زیرا تو بهترین روزی‌دهندگان هستی. خدا فرمود: من آن را برای شما خواهم فرستاد ولی هر کس از شما پس از آن کافر شود او را چنان عذابی کنم که هیچ یک از جهانیان را عذاب نکرده باشم (مائده/۱۱۲-۱۱۵).[آنها گفتند:] پروردگارا، به آن‌چه نازل کرده‌ای ایمان آوردیم. از این پیامبر، پیروی کردیم پس ما را با شاهدان بنویس (آل‌عمران/۵۳).

آن‌گاه که جوانان به سوی غار پناه جستند، گفتند: ای پروردگارِ ما، از جانب خود به ما رحمتی بخش و کار ما را برای ما به سامان رسان (کهف/۱۰). دل‌های آنان را استوار گردانیدیم آن‌گاه که برخاستند و گفتند: پروردگارِ ما، پروردگار آسمان‌ها و زمین است. جز او هرگز معبودی را نخواهیم خواند که در این صورت قطعاً ناروا گفته‌ایم (کهف/۱۴).

چه بسیار پیامبرانی که خداپرستانِ بسیاری همراه آنها نبرد کردند و از هر رنجی که در راه خدا دیدند، سست و زبون و درمانده نشدند. خدا صابران را دوست می‌دارد و گفتار آنها جز این نبود که می‌گفتند: پروردگارا، گناهان ما را بیامرز. از زیاده‌رویِ ما در کارمان درگذر. قدم‌های ما را استوار دار و ما را بر گروه کافران پیروز گردان پس خدا به آنها پاداش دنیا و پاداش نیکویِ آخرت عطا کرد (آل‌عمران/۱۴۶-۱۴۸).

بگو، خدایا، ای دارندة فرمانروایی، به هر کس خواهی حکومت می‌دهی و از هر کس خواهی باز می‌ستانی. هر کس را بخواهی عزّت می‌بخشی و هر کس را بخواهی خوار می‌گردانی. همة خیرات به دستِ تو است. تو بر هر کاری توانا هستی (آل‌عمران/۲۶). بگو، پروردگارا، مرا در هر کاری وارد می‌کنی با راستی داخل کن و در هر کاری بیرون می‌آوری با راستی خارج کن. از سوی خود برای من نیرویی یاری‌بخش قرار بده (اسراء/۸۰). بگو، پروردگارا، ببخشای و رحمت کن. تو بهترین بخشایندگان هستی (مومنون/۱۱۸).بگو، پروردگارا، بر دانش من بیفزای (طه/۱۱۴). بگو، پروردگارا، از وسوسه‌های شیاطین به تو پناه می‌برم. پروردگارا از این‌که به نزد من حاضر شوند به تو پناه می‌برم (مومنون/۹۷-۱۰۰). از سر مهربانی، بال فروتنی بر آنها (پدر و مادر) بگستر. بگو، پروردگارا، آن دو را رحمت کن همان‌گونه که مرا در کودکی پروردند (اسراء/۲۴-۲۵). بگو، پروردگارا، اگر عذابی را که به آنها (مشرکان) وعده داده می‌شود به من نشان دهی، پروردگارا، پس مرا در [این عذاب‌ها] میان قوم ستمکار قرار نده (مومنون/۹۳-۹۴).

پیامبر و مومنان همگی گفتند: پروردگارا، آمرزش تو را می‌طلبیم. بازگشت به سوی توست. خدا هیچ‌کس را جز به اندازة توانش تکلیف نمی‌کند. هر چه نیکی کرده به سود اوست و هر چه بدی کرده به زیان اوست. پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، بر ما نگیر. پروردگارا، هیچ بار گرانی بر ما نگذار همچنان که بر کسانی که پیش از ما بودند نهادی. پروردگارا، آن‌چه طاقت آن را نداریم بر ما تحمیل نکن. از ما درگذر. ما را بیامرز و بر ما رحمت آور. سرور ما تو هستی پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان (بقره/۲۸۵-۲۸۶).

پیامبر گفت: پروردگارا، امّت من این قرآن را کنار گذاشتند (فرقان/۳۰). گفت:پروردگارا، [بین ما و دشمنان] به حق داوری کن (انبیاء/۱۱۲). ای پروردگار من، این‌ها جماعتی هستند که ایمان نخواهند آورد. [فرمود:] از آنها روی برتاب و بگو: خداحافظ! پس به زودی بدانند (زخرف/۸۸-۸۹). مردم را از روزی که عذاب بر آنها می‌آید بترسان. پس آنها که ستم کرده‌اند، می‌گویند: پروردگارا، ما را تا چندی مهلت بخش تا دعوت تو را پاسخ گوییم و از فرستادگان تو پیروی کنیم. مگر شما پیش از این سوگند نمی‌خوردید که شما را فنایی نیست (ابراهیم/۴۴)؟

ای مومنان، چرا در راه خدا و مستضعفان، از مردان و زنان و کودکان، نمی‌جنگید؟ آنان که می‌گویند: پروردگارا، ما را از این شهری که اهل آن ستمکار هستند، بیرون ببر. از جانب خود برای ما سرپرست و یاوری قرار بده (نساء/۷۵).

کسانی که پس از آنها (مهاجر و انصار) آمدند، می‌گویند: پروردگارا، ما و آن برادران ما را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند، بیامرز. در دل‌های ما نسبت به کسانی که ایمان آورده‌اند، کینه‌ای نگذار. پروردگارا به راستی تو رئوف و مهربان هستی (حشر/۱۰).

[برخی از مسیحیان] چون آیاتی را که بر این پیامبر نازل شده است، بشنوند، می‌بینی، به خاطر آن‌چه از حق شناخته‌اند، چشمان آنها اشک می‌بارد. می‌گویند: پروردگارا، ایمان آوردیم پس ما را با گواهان بنویس. چرا به خدا و دین حق که به سوی ما آمده است، ایمان نیاوریم در حالی که آرزو داریم پروردگارمان ما را با گروه صالحان همنشین کند؟ پس خدا به پاس آن‌چه گفتند: بهشت را به آنها پاداش داد که از زیر آن نهرها روان است. در آن جاودانه هستند. این پاداش نیکوکاران است (مائده/۸۳-۸۴).

پیش از آنها (کافران)، [قوم نوح، عاد، فرعون، ثمود، قوم لوط، و اصحاب ایکه] گفتند: پروردگارا، پیش از روز حساب، بهرة ما را شتابان به ما بده (ص/۱۶).

 [ابلیس] گفت: پروردگارا، پس مرا تا روزی که برانگیخته خواهند شد، مهلت بده (حجر/۳۶؛ ص/۷۹). اگر مرا تا روز رستاخیز مهلت دهی بی‌گمان فرزندان او (آدم) را به گمراهی می‌کشانم مگر اندکی (اسراء/۶۲). فرمود: تو از مهلت یافتگانی (حجر/۳۷).

در آن روز خدا، پیامبر و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، خوار نمی‌گرداند. نور آنها پیشاپیش آنها و سمت راست آنان روان است. می‌گویند: پروردگارا، نور ما را برای ما کامل گردان و بر ما ببخشای (تحریم/۸).

آنان (مومنان صالح) در بهشت دعایشان این است: خدایا تو منزّهی. درود آنان در آنجا سلام است. و پایان دعای آنها این است که ستایش خدایی را که پروردگار جهانیان است (یونس/۱۰).

چون چشم اعراف، به دوزخیان گردانیده شود، می‌گویند: پروردگارا، ما را با ستمکاران قرار مده (اعراف/۴۷).

کسانی که میزان اعمال آنها سبک باشد،  می‌گویند: پروردگارا، بدبختی ما بر ما چیره شد. ما مردمی گمراه بودیم. پروردگارا، ما را از این آتش بیرون آور. پس اگر باز [به بدی] برگشتیم در آن صورت ستمگر خواهیم بود. گوید: در آن گم شوید و با من سخن نگویید. همانا گروهی از بندگان من بودند که می‌گفتند: پروردگارا، ایمان آوردیم پس بر ما ببخشای و به ما رحم کن. تو بهترین مهربانان هستی امّا شما آنها را به ریشخند گرفتید تا این که ذکر مرا از یاد شما بردند و شما هم‌چنان بر آنها می‎خندیدید. من امروز به آنها برای این‌که صبر کردند، پاداش دادم که بی‌تردید آنها رستگار هستند (مومنون/۱۰۶-۱۱۱).

کاش هنگامی را که مجرمان پیش پروردگار خود سرهای خود را به زیر انداخته‌اند، می‌دیدی که [می‌گویند:] پروردگارا، دیدیم و شنیدیم. ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم. زیرا ما یقین داریم (سجده/۱۲).

[کافران] می‌گویند: پروردگارا، دوبار ما را به مرگ رساندی و دو بار ما را زنده گرداندی. به گناهان خود اعتراف کردیم پس آیا راه بیرون شدنی هست (غافر/۱۱-۱۲)؟ آنها (کافران) در آنجا فریاد برآورند: پروردگارا، ما را بیرون بیاور تا غیر از آن‌چه می‌کردیم، کار شایسته کنیم. مگر شما را عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد، عبرت می‌گرفت و آیا برای شما هشداردهنده نیامد؟ پس بچشید که برای ستمگران یاوری نیست (فاطر/۳۷). روزی که چهره‌های کافران را در آتش زیر و رو می‌کنند، می‌گویند: پروردگارا، ما رؤسا و بزرگان خود را اطاعت کردیم و ما را گمراه می‌کردند. پروردگارا، آنان را دوچندان عذاب بده و آنها را لعنت کن، لعنتی بزرگ (احزاب/۶۶-۶۸). پروردگارا، هر کس این را از پیش، برای ما فراهم آورده است، عذاب او را در آتش دوچندان کن (ص/۶۱). هر بار که امّتی در آتش درآید، هم‌کیشان خود را لعنت کند تا وقتی که همگی به هم بپیوندند، پیروان دربارة پیشوایان خود می‌گویند: پروردگارا، اینان ما را گمراه کردند پس دو برابر عذاب آتش به آنها بده. می‌فرماید: برای هر کدام دو چندان است ولی شما نمی‌دانید (اعراف/۳۸).

چون کسانی که شرک ورزیدند، شریکان خود را ببینند، می‌گویند: پروردگارا، این‌ها بودند آن شریکانی که ما به جای تو می‌خواندیم. [شریکان] قول آنها را رد می‌کنند که شما قطعاً از دروغگویان هستید (نحل/۸۶).