انقراض نظام‌های ارباب و رعیتی!!

حوادث روزهای اخیر در تونس، مصر، لیبی، یمن، بحرین، الجزایر و دیگر کشورهای اسلامی نشان داد که ملت‌های منطقه در حال بیدار شدن هستند و امید می‌رود که نظام‌های ارباب و رعیتی سیاسی منقرض شود. این در حالی است که هنوز هم تعداد کسانی که تصور می‌کنند حاکمان و رهبران، اربابان آن‌ها هستند و حق دارند هرگونه که خواستند با ملت‌هایشان برخورد کنند، کم نیستند.

در فرهنگ اسلامی موضوع به عکس است و حاکم وکیل و حقوق بگیر مردم است، حاکم باید خادم مردم و خدمتکار آنان باشد، نه ارباب. اگر خلاف این عمل کند حقوقی که از بیت المال برمی‌دارد حرام است چون صاحبان این اموال راضی نیستند. کدام جامعه عاقلی است که پولش را به کسانی بدهد که آن‌ها را بزنند، تبعید و زندانشان کنند، شکنجه ‌کرده یا آن‌ها را بکشند.

خداوند در قرآن کریم مسیحیان و یهودیانی که روحانیون خود را ارباب می‌دانستند به عنوان مشرک محکوم نموده است: اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ. (سوره توبه، آیه۳۱) و در جای دیگر آرمان سیاسی مشترک ادیان را این دانسته که جهانی به وجود آید که هیچ کس ارباب دیگری نباشد و کسی که این طرح را نمی‌پسندد، نباید نام خود را مسلمان گذارد: قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ… وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ. (سوره آل‌عمران، آیه۶۴) خداوند حتی به پیامبر (ص) هم اجازه نمی‌دهد که بر بندگان خدا مدعی اربابی و ربوبیت شود: وَ لا یَأْمُرَکُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِکَهَ وَ النَّبِیِّینَ أَرْباباً. (سوره آل‌عمران، آیه۸۰).

زمانی که پیامبر اکرم (ص) برای تشکیل حکومت با مردم بیعت فرمودند، جزء مفاد این بیعت‌نامه این بود که مردم کورکورانه و برده گونه از پیامبر خدا اطاعت نکنند بلکه تنها در آنچه نیک است از ایشان پیروی نمایند. تنها با این شرط بود که پیامبر اسلام (ص) می‌توانست حکومت تشکیل دهد: یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا جاءَکَ الْمُؤْمِناتُ یُبایِعْنَکَ عَلى‏ أَنْ لا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئاً… وَ لا یَعْصینَکَ فی‏ مَعْرُوفٍ فَبایِعْهُنَّ. (سوره ممتحنه، آیه۱۲) آیه مذکور نشان دهند این است که در حکومت اسلام ملت گوسفند صفت پسندیده نیست.

حوادث اخیر در مصر و دیگر ممالک اسلامی، مسلمانان را به یاد دوران حکومت امیر المومنین (ع) می‌اندازد که خطاب به فرماندار خود در مصر، محمد بن ابوبکر، می‌نویسد: رفتار تو با مردم نه مثل یک ارباب بلکه باید مثل خدمتکاری باشی که بال تواضع خود را جلو مردم پهن می‌کند: فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَکَ، تو باید در مقابل ملت ‌‌نهایت نرمش را از خود نشان دهی: وَ أَلِنْ لَهُمْ جَانِبَکَ، تو باید با مردم با خوشرویی برخورد کنی: وَ اُبْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ، همه افراد یک کشور حق و حقوق برابر دارند و تو باید خادم همگان باشی و حق نداری در خدمتگزاری بین ملت خود حتی در نحوه نگاه کردن به آن‌ها تفاوتی بگذاری: وَ آسِ بَیْنَهُمْ فِی اَللَّحْظَهِ وَ اَلنَّظْرَهِ، دلیل اینکه می‌گویم نباید تنها به یک جناح توجه کنی این است که تبعیض باعث می‌شود جناحی که تو به آن‌ها بیشتر پروبال می‌دهی تو را تحت فشار قرار دهند که به رقبای آنان بیشتر ستم کنی و آنان را از حقوقشان بیشتر محروم نمایی تا مبادا قدرت به دست رقیب برسد: حَتَّى لاَ یَطْمَعَ اَلْعُظَمَاءُ فِی حَیْفِکَ لَهُمْ. در چنین شرایطی جناح مظلوم و محروم، از عدالت تو ناامید خواهند شد و به فکر چاره می‌افتند: وَ لاَ یَیْأَسَ اَلضُّعَفَاءُ مِنْ عَدْلِکَ عَلَیْهِمْ. فکر نکن اگر در دنیا پاسخگوی عملت نباشی در مقابل خداوند هم پاسخگوی اعمالت نیستی. خداوند در قیامت همه اعمال تو از کوچک و بزرگ، پنهان و پیدا را محاسبه خواهد کرد و تو باید پاسخگوی اعمالت باشی: فَإِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى یُسَائِلُکُمْ مَعْشَرَ عِبَادِهِ عَنِ اَلصَّغِیرَهِ مِنْ أَعْمَالِکُمْ وَ اَلْکَبِیرَهِ وَ اَلظَّاهِرَهِ وَ اَلْمَسْتُورَهِ (نهج البلاغه، نامه۲۶)

مردم کشورهای اسلامی تازه فهمیده‌اند که هر چه حاکمان بیشتر بر اریکه قدرت بمانند، اقلیت حاکم، بیشتر در ارکان قدرت نفوذ می‌کند و امور را بیشتر به خود اختصاص می‌دهند و مخالفان خود را بیشتر از حقوقشان محروم می‌کنند. آنان به این نتیجه رسیده‌اند که حاکمان هر چقدر هم خوب باشند بیش از ۱۰ سال برای پیشرفت کشورشان کارآمدی نخواهند داشت. مگر یک انسان تا چه اندازه توان و شادابی لازم را دارد که بتواند کشوری را این‌همه سال اداره کند. این حاکمان، اگر عادل باشند، باید کنار بروند و اداره کشور را به افراد توانمند‌تر بسپارند. در تونس بن علی ۳۰ سال، در مصر مبارک ۲۲ سال، در لیبی قذافی ۴۲ سال است که بر اریکه قدرت سوار است. همه کسانی که صلاحیت رهبری دارند به یک اندازه حق دارند که منتخب مردم باشند. این رهبران چگونه به خود حق می‌دهند این همه سال قدرت را به خود اختصاص دهند و و دیگر افراد شایسته را از خدمت محروم کنند و علی‌رغم خواست مردم خود و اطرافیانشان بر اریکه قدرت تکیه زده و بدون رضایت آنان از بیت المال آنان ارتزاق کنند.

همه امکانات کشور و حکومت به همه انسان‌های ساکن در آن کشور تعلق دارد. امیر المومنین (ع) خطاب به کارگزار مصر، مالک اشتر می‌نویسند: حاکمان به همه مردم کشورشان علی رغم جنس، سن،‌ نژاد، مذهب، و دینشان باید به یک اندازه رحمت، لطف و محبت کنند. آنان حق ندارند همچون حیوانات درنده به جان، مال و ناموس مردم دست اندازی کنند و مخالفین قدرت خویش را سرکوب کنند: وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ اَلرَّحْمَهَ لِلرَّعِیَّهِ وَ اَلْمَحَبَّهَ لَهُمْ وَ اَللُّطْفَ بِهِمْ وَ لاَ تَکُونَنَّ عَلَیْهِمْ سَبُعاً ضَارِیاً تَغْتَنِمُ أَکْلَهُمْ، مردم کشود یا با دین و مرام حاکمیت هماهنگ و یکسان هستند و یا موافق نیستند ولی متولیان امور باید توجه کنند که آنان همچون این حاکمان انسان هستند و دارای‌‌ همان حقوق انسانی‌اند: فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی اَلدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی اَلْخَلْقِ. مردم ممکن است به کارهای افراطی روی آورند و پیش‌آمدهایی برای آنان پیش بیاید. به عمد یا خطا مرتکب اعمالی نامناسب شوند: یَفْرُطُ مِنْهُمُ اَلزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ اَلْعِلَلُ وَ یُؤْتَى عَلَى أَیْدِیهِمْ فِی اَلْعَمْدِ وَ اَلْخَطَإِ. خادم ملت که جلو ارباب خودش، جلو ولی نعمت خودش یعنی ملت نمی‌ایستد. باید آنان ببخشند تا خداوند هم لغزش‌های آنان را ببخشد. فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ وَ صَفْحِکَ مِثْلِ اَلَّذِی تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ یُعْطِیَکَ اَللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ. (نهج البلاغه، نامه۵۳)

به امید روزی که آموزهای قرآن کریم و امامِ عدالت (ع) نه تنها در مصر که در میان رهبران همه دولت و ملت‌های اسلامی قبول عام بیفتد و نظام ارباب و رعیتی در ابعاد سیاسی اجتماعی آن برای همیشه از زمین ریشه‌کن شود.

محمد نصر اصفهانی

نويسنده اين مباحث، از دانش آموختگان حوزه و دانشگاه بوده و در حوزه قرآن، نهج البلاغه، كلام جديد، اخلاق، تاريخ اسلام و سياست آثاري دارند.

مطالب مرتبط